Sunday, December 11, 2005

بازم چراغ قرمز ..... اه حالا باید دو ساعت منتظر بشم
سرم چرخاندم و چشمام روی راننده ماشین بغلی موند .راننده هم چشماش
قفل شد روی چشمای من... یکدفعه
دست چپش را بالا آورد و حلقه جدیداش را توی انگشتش چرخاند و چشمکی بهم زد
برق انگشتر طلا خورد به چشمم ...... صدای بوق
ممتد ماشین های پشت سرم متوجه ام کرد چراغ سبزه

1 Comments:

Blogger khatoon said...

عجب مردی بودی ها....

9:06 PM  

Post a Comment

<< Home